۱۳۹۲ بهمن ۱۲, شنبه

قلبِ سنگی



قلب هم دست و پا دارد!
غافِلش می شوی و به آرامی راهِ رفتن را پیدا می کند.
و آنی که از میان می رود، هیچگاه بازنمی گردد.
 قلبی که تَرَک برمی دارد،
 یا می ماند و می شکند
 یا می رود و زنده می ماند.
مَردی که می داند،
یا می میرد و دل نمی بندد
یا می بازد و از ته دل نمی خندد.
قلبِ مَردی که نمی خندد،
سنگ سردی است
که از انفجارِ آتشفشان ها پدید آمده است؛
پنجرۀ باران زده ایست
که رو به سپیدیِ صبح باز می می شود.


یک فوریه 2014 / آلمان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

«بدنی که زندگی می‌کند، روحی که می‌میرد.»

   « بدنی که زندگی می ‌ کند، روحی که می ‌ میرد.» اکنون که می نویسم، انگار در این بیست روز گذشته بیست سال پیرتر شده‌ام. در این روزهای دور از ...