۱۳۹۶ شهریور ۲۱, سه‌شنبه

برگ سرخ







..
« سرودت که بر زبان جاری شود
تنها عشق است که دیوانه وار
طنینی چو دلداری شود.


از این فراق و غم اندوختن
چه حاصل کزین پس
اندیشۀ چشم به آینده ها دوختن.


فرود است مردی که باز آیدت
به چشمان خمار و به سرخی ِ برگ
همانی که یک شب به راز آیدت. »






«بدنی که زندگی می‌کند، روحی که می‌میرد.»

   « بدنی که زندگی می ‌ کند، روحی که می ‌ میرد.» اکنون که می نویسم، انگار در این بیست روز گذشته بیست سال پیرتر شده‌ام. در این روزهای دور از ...