منم سیگار و می سوزم،تو دستای ظریف تو
تو که خاکسترم کردی،منم تنها حریف تو
منی که عاشقت بودم،رو لب های تو تب کردم
برایِ بودنِ با تو،چه روزایی که شب کردم
تو بارونی و می باری،تو این شب های تنهایی
منی که غرقِ امروزم،تو که درگیرِ فردایی
نمی دونم چه رازیه،اگه تقدیره یا قسمت
که دستامو گره بسته،به تاریکی،به این حسرت
چشامو خسته می بندم،نه امشب هم بیدارم
تموم خاطراتم رو،رها کردم تو سیگارم
سینا توکلی/12.12.12/هامبورگ،آلمان

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر