۱۳۹۲ بهمن ۲۷, یکشنبه
۱۳۹۲ بهمن ۱۲, شنبه
قلبِ سنگی
![]() |
قلب هم دست و پا دارد!
غافِلش می شوی و به آرامی راهِ رفتن را پیدا می کند.
و آنی که از میان می رود، هیچگاه بازنمی گردد.
قلبی که تَرَک برمی دارد،
یا می ماند و می شکند
یا می رود و زنده می ماند.
مَردی که می داند،
یا می میرد و دل نمی بندد
یا می بازد و از ته دل نمی خندد.
قلبِ مَردی که نمی خندد،
سنگ سردی است
که از انفجارِ آتشفشان ها پدید آمده است؛
پنجرۀ باران زده ایست
که رو به سپیدیِ صبح باز می می شود.
یک فوریه 2014 / آلمان
اشتراک در:
پستها (Atom)
«بدنی که زندگی میکند، روحی که میمیرد.»
« بدنی که زندگی می کند، روحی که می میرد.» اکنون که می نویسم، انگار در این بیست روز گذشته بیست سال پیرتر شدهام. در این روزهای دور از ...
-
میخواهمت هرگز،می بینمت هر جا در یک شب سرد زمستانی تو را می بوسمت درجا. می دانمت هر دم، دم زد به این دردم در یک سحرگاه سکوت و غرق مه ...
-
منم سیگار و می سوزم،تو دستای ظریف تو تو که خاکسترم کردی،منم تنها حریف تو منی که عاشقت بودم،رو لب های تو تب کردم برایِ بودنِ با تو،چه...
-
عشق نمی تواند منطقی باشد.عشق و منطق اگر متضاد هم نباشند،همراه نیز نمی توانند باشند.عشق حالت ِ اغراق آمیز احساسات است. کسی که عاشق است احسا...

