۱۳۹۲ تیر ۲, یکشنبه

واقعیت رویا

"تهرانم آرزوست.."
نوشتم از فراموشی
و از همهمۀ مرغان دریایی
نوشتم «وقتی ساحل باشد
هرکسی بازخواهد گشت.»
نوشتم از امید،
از اینکه چراغ خانه
افطار می کند خاموشی را
و «تا امید هست،زندگی باید کرد»
نوشتم و زیادی شدند نوشته هایی
که تنها بوی خوشبختی می دادند.
دریغ از این که
واژگان فهم دارند،شعور دارند
حس می کنند!
پاک می کنم و از نو می نویسم؛
قانون اول :
آسمان همیشه آبی نیست.


سینا توکلی / تیر نود و دو / آلمان



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

«بدنی که زندگی می‌کند، روحی که می‌میرد.»

   « بدنی که زندگی می ‌ کند، روحی که می ‌ میرد.» اکنون که می نویسم، انگار در این بیست روز گذشته بیست سال پیرتر شده‌ام. در این روزهای دور از ...