۱۳۹۱ آبان ۲, سه‌شنبه

تو طهران منی

تو «میدانِ آزادی» هستی
و من صدایِ مسافرکشانی
که در حوالیِ تو
ساربانِ سرگردانند.

تو «برج میلادِ» منی،
غرور یک شهر!
از هرجا که می نگرم
تماشایی می شوی.

تو «سعدآبادِ» منی!
نه فقط من،
همۀ مردانِ تاریخ
عاشقت بوده اند.

تو «طهرانِ» منی!
از لابه لایِ خیابان هایِ شلوغت
جریان می گیرد زندگی؛
و عشق همان جویباری است
که از «خیابان ولیعصر» می گذرد..


سینا توکلی
دوم/آبان/نود و یک

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

«بدنی که زندگی می‌کند، روحی که می‌میرد.»

   « بدنی که زندگی می ‌ کند، روحی که می ‌ میرد.» اکنون که می نویسم، انگار در این بیست روز گذشته بیست سال پیرتر شده‌ام. در این روزهای دور از ...